ریحانه طلاریحانه طلا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

رد پای عشقمون

بدون عنوان

سلام خانوم خانوما عزیزم دل مامان واست شده یه ذره، منتظر و دل بی قرار وجود نازته ... منتظرررررررررررررررررررررر روی ماههههههههههههههههتم ........ بوس ... بوس ... یوس دیشب رفتم خونه مامان جون اینا آخه تولد باباجونت بود عزیزم خاله جون جونیت بازم مثل همیشه یک شام خوشممممممممممممممممزه درست کرده بود جونم واست بگه خیلی خوش گذشت ... کادوی قشنگ .... کیک خوشمزه و همه چیز خوب بود فقط جای تو اون وسط خالی بود ... ساعت 11 هم تازه نشستیم پای فیلم اسب حیوانی نجیب است و یکم خندیدیم و ساعت 1 برگشتیم خونه  جون من فردا صبح باید می رفتم سر کار ... انشااله سال دیگه تو با دستتتتتتتتتتتتتتتتتتای کوچیکت کادوی باباجونتو می دی ...
6 تير 1391

دل نوشته

سلام نازنازکم علوسکم ملوسکم هدیه خداوند به من دختر بی همتای من بی هیچ وسعتی دوست دارم و منتظر به آغوش کشیدنت... حس کردن گرمای وجودت... لمس کردن بدن از جنس حریرت... نوازش کردن گونه های نازت... و رسیدن به حس زیبای مادر شدن فدای حرکات زیبات بشم از حالا که دیگه جات نیست و همش با تکونای نازی که می خوری دلمو قنج می بری و باباییت کلی ذوق می کنه وقتی از روی لباس هم می تونه تو رو حس کنه ثمره عشقم دیشب رفتیم خونه مامان جون اینا ... بازم مامان جونت با دستپخت خوشمزش مارو غافلگیر کرد دستهای پرمهرشو می بوسم که هیج وقت خستگی سرش نمیشه دایی جونت رفته خونه دوستش تا درس بخونن ... برای اون و تمام دانشجوها دعا می کنیم تا تمام درساشو...
5 تير 1391

روز گذشت

سلام دخملم، ملوسکم، چشم قشنگه مامان دیروز من و باباییت رفتیم دکتر چون بنده نوبت داشتم، وقتی صدای قلب قشنگتو می شنیدم بی نهایت خدارو سپاس کردم که منو لایق این دونست تا تورو در وجودم پرورش بده، صداتو ضبط کردم تا باباییت هم بشنوه، آخه هردفعه می گه: منم می خوام صدای آرامش بخش وجود تورو لمس کنم قربونت بشم فرشته کوچولو دکتر خانمی خیلی از وضعیت هردومون راضی بود و کلی سفارش کردن که حتما کلاسای فیزیولوژی رو ادامه بدم چون کمک زیادی به روند طبیعی زایمان می کنه منم بهش قول دادم حتما، چون دوست دارم تورو با آرامش بدست بیارم از خدا می خوام اون لحظات که ممکنه از نظر درد، دردناکترین، ولی از نظر احساس، آرامشبخش ترین لحظات باشه را برای تمام مادر...
5 تير 1391

تبریک

خوشکل مامانی امروز روز جانبازه و من این روز عزیزو به بابای خوبم که رهرو راه حضرت ابالفضل عباس (ع) بوده تبریک می گم، از خدا می خوام که حضرت عباس همیشه دستگیرش باشه تازشم فردا تولدشه روزیه که خدا یکی از فرشته هاشو فرستاد واسه ما تا آسایش مارو رقم بزنه دوستش دارم و همیشه دستای پرمهرشو می بوسم انشالله که نگاه گرمش همیشه سایبان نگاهم باشه
4 تير 1391

دل نوشته

من اين روزها     حسابي تو را كم دارم     درون ِ لحظه هاي منتظرم و اين روزها انگار     اصلا نميشود به اين فكر نكنم     كه چقدر برايم عزيزي   هر چند ميدانم...   پر از يك عالمه شيطنت ِ كودكانه اي   و من پر از يك عالمه سخت گيري مادرانه   حواست را جمع كن ...كودكم بيرون از آن دنيا در اين دنيا بايد براي زندگي ، لبريز از انگيزه باشي.   دنياي اينجا با دنياي اكنون ِ تو فرق دارد... مادر من تازگي ها كشف كردم   تو آنجا كه هستي ... ميخندي .. اشك ميريزي..   و پلك هاي كوچكت را باز و بسته ميكني...   احساس ميكنم داري خو...
4 تير 1391

خدای مهربان من

سلام خدای خوب سلام خالق من سلام صاحب من همیشه و همه جا با نام تو با یاد تو به یاری تو به خواست تو تو را میخوانم با این ذکر که در آن میبینم خود را بسیار بخشنده و بسیار مهربان معرفی کردی دوستت دارم چرا که خوب میدانم : (( دوستم داری)) ...
4 تير 1391

تقدیم به مادرم

تقدیم به مادرم که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داد همیشه از بزرگترها شنیدم "تا مادر نشی نمیفهمی " امروز میخوام بگم دارم مزه مامان شدن رو می فهمم و تجربه می کنم مامان خوبم حالا میفهمم اون موقع که میگفتی یه دردایو بخاطر من تحمل کردی، چی ها کشیدی حالا قدردان همه ی اون زحمت هایی که برام کشیدی هستم . میدونم اگه بخوام فقط اندازه اون 9 ماهی که منو حمل کردی ازت قدر شناسی کنم تمام زندگیمو باید بهت بدم. از خدا میخوام سایه ات همیشه بالای سرمون باشه دوستت دارم مامان عزیزم جوانی هایت را برای بچگی های من پیر کردی، حلالم کن و به حرمت جایگاه بلندت مرا ببخش ...
4 تير 1391

تبریک اعیاد شعبانیه

*حسین سلطان عشق،عباس ساقی عشق،زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد...اعیاد شعبانیه مبارک *میلاد گل رسول و زهرا و علی است/زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است/ما را دگر از روز جزا بیمی نیست/چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است *آلاله نو دمیده چیدن دارد/آواز فرشتگان شنیدن دارد/میلاد حسین است و ابوالفضل و علی/یک ماه و دو آفتاب دیدن دارد
4 تير 1391

تعطیلات آخر هفته

سلام ملوسکم اول اینو بگم که روز پنجشنبه آخرین امتحانمو دادم و خیالم راحت شد دعا کن که خوب بشه نتیجشون دوما من و بابایی رفتیم چندجا واسه سرویس اتاقت خیلی چیزای جالبی ندیدیم تا بالاخره منو باباییت تصمیم گرفتیم که طرحو بدیم واسمون درست کنندو یه جایی رو هم پیدا کردیم قرار شده که طرح رو ببریم البته نظر باباییت اینه که با مامان جونن اینا مشورت کنیم و نظر اونارو هم بخوایم سوما اینکه روز جمعه بالاخره بعد از چند وقت منو بابایی روز استراحتمون باهمدیگه تو خونه بودیم از ساعت 8ونیم صبح باباییو صدا کردم تا بالاخره ساعت نه به خاطر تو که بهش گفتم حسابی گرسنه ایی پاشد و یه صبحانه خوردیم و شروع کردیم کارهای عقب افتادمونو انجام دادن ناهارو که خوردیم ...
3 تير 1391